تبليغاتX
loVe iS MoRe Than the Game

loVe iS MoRe Than the Game

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:43  توسط little girl  | 

اخرین حرف

 

hala 2 In DaStan Jaye Hamaye Sue Ha BeZarin Ali Va JAye HaMeye DonalD ha bezarin neGar    OnVaGhT MiShe Shabihe eTTefaghi Ke VaSeye Man oftaD

 

behatarinha ro baraye tak taketo0n arezo0 daram

take care

BBB 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 19:14  توسط little girl  | 

cry me a river (


You were my sun
You were my earth
But you didn't know all the ways I loved you, no
So you took a chance
And made other plans
But I bet you didn't think your thing would come crashing down, no

You don't have to say, what you did,
I already know, I found out from him
Now there's just no chance, for you and me, there'll never be
And don't it make you sad about it

You told me you loved me
Why did you leave me, all alone
Now you tell me you need me
When you call me, on the phone
Girl I refuse, you must have me confused
With some other guy
Your bridges were burned, and now it's your turn
To cry, cry me a river
Cry me a river-er
Cry me a river
Cry me a river-er, yea yea

I know that they say
That somethings are better left unsaid
It wasn't like you only talked to him and you know it
(Don't act like you don't know it)
All of these things people told me
Keep messing with my head
(Messing with my head)
You should've picked honesty
Then you may not have blown it
(Yea..)

You don't have to say, what you did,
(Don't have to say, what you did)
I already know, I found out from him
(I already know, uh)
Now there's just no chance, for you and me, there'll never be
(No chance, you and me)
And don't it make you sad about it

You told me you loved me
Why did you leave me, all alone
(All alone)
Now you tell me you need me
When you call me, on the phone
(When you call me on the phone)
Girl I refuse, you must have me confused
With some other guy
(I'm not like them baby)
Your bridges were burned, and now it's your turn
(It's your turn)
To cry, cry me a river
(Go on and just)
Cry me a river-er
(Go on and just)
Cry me a river
(Baby go on and just)
Cry me a river-er, yea yea

Oh
(Oh)
The damage is done
So I guess I be leaving
Oh
(Oh)
The damage is done
So I guess I be leaving
Oh
(Oh)
The damage is done
So I guess I be leaving
Oh
(Oh)
The damage is done
So I guess I be... leaving

You don't have to say, what you did,
(Don't have to say, what you did)
I already know, I found out from him
(I already know, uh)
Now there's just no chance, for you and me, there'll never be
(No chance, you and me)
And don't it make you sad about it

Cry me a river
(Go on and just)
Cry me a river-er
(Baby go on and just)
Cry me a river
(You can go on and just)
Cry me a river-er, yea yea


( JuStiN )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11:33  توسط little girl  | 

هوای دل سژرده ی بهاری

پرم از هوای گریه...

پرم از ترس و گلایه ...

پرم از عذاب بخشش...

پرم از تلخی حسرت یه لبخند تا رسیدن به حقیقت...

پرم از نگاهی تب دار

از یه خواهش هوس بار

از نفس نفس تو تکرار

از یه گریه پای اصرار

از تبسمی دروغین ،

محض شادی دل بهاری غمگین

محض پر کشیدن تو هوای بی قراری یه عاشق

محض پیوند شکوفه با گل سرخ شقایق

...

پر شدم از اشک  آبی

وقتی نادیده گرفته شد دل من توی جشن گل و بوسه،

که به قیمت فرو ریختن این دل به پا شد

پرم از یه خواهش سبز ...

برای گرفتن دوباره ی دستای دریا

پر شدم از بغض کهنه ، توی خلوت شبانه های سردم

وقتی اشکی می ریخت از غم

وقتی می شکست دلم هر دم و هر دم

وقتی ناخونده سرک کشید به دنیای قشنگ گلی ماتم

...

وقتی که تو اوج احساس دلی رو از ریشه کندند

عشق طناب دار به پا کرد ،

نه سر خودش رو بلکه با من عاشق وداع کرد

نه بهار دلش ترک خورد

نه شکوفه کرد نگاهی

وقتی که دل یه عاشق به پاشون می شد فدایی...

...

پرم از وسوسه ناب جدایی

رسیدم به نقطه ی آخر آخر

دیگه دل سیر از شکفتن ،

از تو از موندن شنفتن

تن می دم به وسوسه های جدایی

بی خیال عاشقانه های گلدون می پرم رهاتر از عشق

می سپارم تو رو به صدای بارون

به هوای دل سپرده ی بهاری

...

هوای دل سپرده ی بهاری

که با همه ی قشنگی های ناب نابش ،

دلای ما رو جدا کرد کرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:50  توسط little girl  | 

من اومدم

سلام به دوستای خوبه خوبه خوبم ... من ۲باره اومدم اومدم تا لحظات سبز با شما بودن رو یه بار دیگه تجربه کنم ...

مدونین من از بلاگفا خیلی خوشم میاید خیلی ها آخه واسه من کی مثه یه دفترچه خاطرات می مونه یه دفتر چه خاطرات که می تونی همه بغضاتو توش بشکنی و همه خنده هاتو روش نقا شی  کنی. دفترچه ای که می شه توش همه خوبی های دنیا رو با گلای نازنینی مثل شما تقسیم کرد و سبد سبد مهر و دوستی از دلای گرمتون گرفت ... دلایی که خودمیه تنه حاضرم تمام اطلسی های عاشق دنیا رو فداشون کنم فقط محض دیدن یه لبخند ناز...یه دست برای دوستی ...یه دل برای همدلی...

اگه ۲باره اینجام و افتخار نوشتن واسه شما نازنینا نصیب این حقیر شده به خطر اینه که می خوام دور از همه بد دلی ها و جدا از هر گلایه و اخم با هم دنیای قشنگی رو رقم بزنیم ... دنیایی برای بودنی ۲باره ...دنیایی که بشه توش موندگار شد ...دنیایی که هر گلی توش پا گذاشت از بودنش تو اون تا ابد ابد ابد به خودش بباله ...

به امید رهایی به قلب آسمون...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 18:12  توسط little girl  | 

به امید مهربونیت

 

حالا من دوباره چشمام ... پر از گلایه بازم

اون دلی رو که شکوندی ....با کدوم امید بسازم ؟

اون همه بغض شکسته ...کردم پیشکش که بمونی

نه که با نگاه سردت ... منو از خودت برونی

نه که با صدایی خسته..... بگی دل ازم بریدی

دستامو پس بزنی باز ....انگار که عشقی ندیدی

ندیدی که اشک چشمام ... واسه موندن التماس کرد

ندیدی دلم شکستو .....خودش رو برات فدا کرد

 ندیدی حتی گل سرخ .... یک دفعه پژمرد و خشکید

وقتی تو اوج رفاقت ... این همه دورنگی رو دید

این دل پر از گلایه .... هم نشین با غم و سردی

هنوزم مست خیاله .... که یه روزی بر می گردی

به امید مهربونیت ....نوشتم شعری دوباره

تا شاید یه ذره ای کم..... رو دلت اثر بذاره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 15:4  توسط little girl  | 

my ID

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 1:53  توسط little girl  | 

تو اوج سا دگی و مهر

سلام عزیز مهربون ....کجایی تو تو این شبا

تا بیای و دل ببری .... از من فقط با یک نگاه

تنهایی هات زیاد شدن ..... یا نه هستن دور و ورت

هنوزم دلتنگم می شی .... با چشم گریون و ترت

یا نه دیگه رفتم ز یاد ..... گرفت جامو برات کسی

تا بگه شعر با ناز برات .... یه شعر واسه هم نفسی

یا تو شعراش برات بگه...تنها تویی تو قلب اون

بگه که از اینجا نرو ..... کنار من بازم بمون

هنوز ازم یاد می کنی ..... وقتی گلا رو می بینی

یا نه واسه یکی دیگه ست ..... گلی که می خوای بچینی

امشب دلم تنگه برات ...... داغون شده از بی کسی

هم نفس خوبم بگو ..... یه روز به دادم می رسی

به داد اونی که چشاش .... خشک شده به در خونه

تا یه روز از راه برسی ... با یک سبد گل پونه

بگی که تو سفر همش ...... همش به یاد اون بودی

بگی توی تنهای هات ..... تو هم براش شعر سرودی

تو اوج سادگی و مهر ..... نوشتم این شعر و برات

اون که همیشه چشم به راست ...... زود تر بیا دلم فدات

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 1:51  توسط little girl  | 

من برات جونمو می دم تا شاید یادت بمونم

من همه اشکای نابم

تمام رویا و خوابم

همه اون گلای پرپر شده باغ امیدم

همه اون ستاره ها  که واسه چشمای تو چیدم

همه اون مهری که دادم تا شاید یادت بمونم

حتی این صدای غمگین که باهاش برات می خونم

من همه دنیامو هر چند چیزی توی اون ندارم

حتی شونه هات که می خوام سرمو روشون بذارم

آره اشکام همه دنیام همه گلبرگ نیازم

پیش چشمات میارم باز همه رو به پات می بازم

تا فقط یه نیم نگاهت منو لایقش بدونه

بیاد دستمو بگیره قول بده پیشم می مونه

بمونه و با وجودش جون به تن خستم

بیا برگرد نازنینم من فقط دل به تو بستم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:43  توسط little girl  | 

می زنم دلمو به دریا

دلمو با یک سبد گل هدیه کرده ام به چشمات

هدیه کردم به وجودت به قشنگی نگاهات

نازنین قشنگ ترینم بی تو من تنها ترینم

بی تو من اسیر عشقم تا ابد به پات می شینم

نازنین ای ماه زیبا می زنم دلمو به در یا

می چینم برات هزار گل می گم به تموم دنیا

می گم من عاشقت هستم دل به چشمای تو بستم

تا ابد ای نازنینم از نگاه های تو مستم

بیا و منو صدا کن از غم ها منو رها کن

بگو که دوسم می داری منو باز عاشق ترم کن

نازنین ای ماه زیبا می زنم دلمو به در یا

می چینم برات هزار گل می گم به تموم دنیا

می گم من عاشقت هستم دل به چشمای تو بستم

تا ابد ای نازنینم از نگاه های تو مستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:56  توسط little girl  | 

من دیگه دلی ندارم

 

 

من دیگه دلی ندارم  که واسه نگات تنگ شه

دیگه خواهشی نمونده  که با انکار تو رد شه

دیگه تو گلای باغچه گل رز باقی نمونده

دیگه تو نگاه سردت نمی گم دلم جا مونده

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:18  توسط little girl  | 

فرا خوان

سلام به همه اهالی Very Happy...... به تو که خیلی باحالیVery Happy

با یه دنیا چیپس خلالی....... جز دوریت نیست دیگه ملالی chomagh

خوشتیپای شهر اینو بخوننniga..... اونایی که دیگه  پیر یا جونن

اونایی که لاو علم رو دارن...... یا اونایی که تو خیابون بیکارن

بالای ۱۸ پایین ۲۴ ..... همگی دعوت به صرف یک ناهار* tel

وقتی نهارتو کامل خوردیmozi.....بیا به نمایشگاه علوم کاربردیRolling Eyes

نمایشگاهی از بچه های سمپادی ..... دوستتم بیار نرگس یا هادی barare

می بینین پدیده های جور وا جور ....... خواهشا" نیارین انواع تور Mr. Green

دعوت من رو جدی بگیرین ...... بیاین و از نزدیک ببینین

فراخوان می دم با یه شعر طنز...... دعوت می کنم women یا که mans Embarassed

منتظریم ۱۷ اردیبهشت ..... قربون دستم که شعری نوشت pc

مکان پژوهشسرا یغمایی ..... نصیب شه بهتون شفایی

whit no attention به شعر من..... لباسcoming eto بکن به تن

به امید دیدار همگی..... یه چی بگو داری خفگی opgh

مرسی که تا endesh خوندی .....نرفتی پا comet موندیsalavat

۱: بیت ستاره دار رو جدی نگیرین 

۲ : امید وارم از نمایشگاه ما دیدن کنی مخصوصا" توووو

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:27  توسط little girl  | 

من عجب ساده ای بودم !

یه روزی پس می گیرم ....همه دنیا مو دوباره

نمیذارم دیگه چشمام.....واسه عشقه تو بباره

نمی ذارم دیگه قلبم .... بی قرار واست بمونه

دلم از عشق تو سیره ....نمی خواد دیگه بدونه

که نگاه بی قرارم ... با نگاه کی عوض شد

چی شد که یک دفعه عشقم....پیش چشمات یه هوس شد

که چطور تو اوج دوستی .... غرورمو شکوندی

پشت کردی به من.به ااحساس...رفتی و دیگه نموندی

حالا دیگه با نگاهت ...نمیشم عاشق عاشق

من که از عمق وجودم....بودم عمری با تو صادق

اما حالا دیگه دیره.... واسه فهمیدن دل خسته ام

من عجب ساده ای بودم.....که دل به چشمای تو بستم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:43  توسط little girl  | 

به خاطره شما...

دگر مرا توان این رنج نیست . دگر قلب شکسته ام جایی برای ترک خوردن ندارد دگر عشق و وفا در چشمان اشک آلودم جان باخته اند
آری اینها فقط به خاطر شماست. شما آدم های خودخواه آدمانی که خود نمی دانند از زندگی چه می خواهند و سرگردان خود را در زندان دل خویش اسیر کرده اند
همان آدم هایی که که هیچ گاه نتوانستند مهر را درک کنند و بوی خوش گلهای یاس به مشامشان نا اشناست نه مرا دیگر تاب و توان ماندن نخواهد بودمی روم از این دیار بی آنکه دگر یادی از آن کنم دل شکسته...قلب پر ازعشق و چشمان مملوء از احساسم را نیز با خود خواهم برد
می روم زیرا فهمیده ام که هیچ گاه نمی توان از آدم ها خواهش کرد تا مرا دوست بدارند زیرا که من دوستشان دارم همان طور که نمی توان از گلهای اطلسی خواست تا هیچ گاه پژمرده نشوند
آدم ها دیگر نه مرا نه تو را و نه حتی خودشان را هرگز دوست نمی دارند آنها سرگردان در کوچه های بی قراری قدم می زنند. زندگی می کنند در اوج سر گردمی به خیال آنکه فردا چندی بر مال هایشان اضافه خواهد شد
و هرگز برایشان مهم مهم نخواهد بود که دل کسی را بشکنند همان طور که برای شما مهم نبود!....
 می روم تا خود را به وادی بی جفایان نکشانم
می روم با خیال عشق و کبوتر های سپید به امیدی که شاید در جایی خورشیدی طلوع کرده باشد
آنجا که ستاره ها عاشق باشند و مردمانش به مهربانی یک شمع هم دیگر را دوست بدارند
به امید انکه حرف های ساده دلم شما ادم ها را رنجیده خاطر نکرده باشد ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 15:56  توسط little girl  | 

پسر ها ( البته بلا نسبت شما )

یه سری آدم قرتیheheتل می دن به همه فرتیhehe

صبح تا شب قربون صدقت می رنhehe از رو هم نمی رن بس که خیرنhehe

یه سری آدم سست عنصرhehe جای مخ دارن تو کله آجر hehe

همشون یکی یه تور دارن heheتا شب تو خیا بونا بیکارنhehe

پشه هم می پرونن گا هی اوقاتheheاین آدم های بی ثباتhehe

 

* این شعر هیچگونه جنبه تمسخر نداره ... به خودتون نگیرینااVery Happy

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 15:51  توسط little girl  | 

بدون شرح

 (من ین شعرو واسه  هر چی شاهرودی و شاهرودی دوست گفتم ما یه لطفی که کردم اینه که به زبون نیم چه معروف فینگیلیش نوشتم براتون 
تا تلفظ ها شو نصفه هم که شده بفهمین خب خجالتم ند ین تشکر لازم نیست ولی اگه از این شعر خند تون نگرفت بدونین تقصیره من نیست
اشکال از لهجه شاهرودیه
خب دیه می تونی بری شعرمو بخونی فیلن بابای)


ey jonete begerdom ey jonete begerdom ey jonetebegerdom ey jonete begerdom
bas ke jonete geshtom vaset jonii nezashtom bas ke jonem ro geshti vasom eghli nezashti
ey jonete begerdom ey jonete begerdom ye soal azet beporsom kesi jonet ro geshte
har ki booode ke geshte asan shooor nedashte
ey jegert gaz gaz ey jegert gaz gaz bia ba ma besaz bia ba ma besaz
az rooozi ke aghel begeshtom har rooz ye jon migeshtom
koli sefareshom dashtom ...(amma).....for u kenar bezashtommmmm
hala....
bokhoromte?!! nokhoromte?!!!
toye shakom bokhormete ?!!!!
jegeret gaz jegeret gaz ba ma besaz besaz besaz
bokhoromte ya nokhoromte
ey jon jon jon jon jonete begerdom
gosh nokon be harfaye mardom bezar jonete begerdom:)
bia jonete begerdom
hala jonete begerdom ta key jonete begerdom
ey jon jon jon jon jonete begerdom

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 15:40  توسط little girl  | 

ولی تو ...

 

 

دل من برات فدا شد توی عالم گل و بوسه

ولی تو گفتی ولش کن بذار اون دلش بپوسه

اشک من جاری شد و هوا رو عا شقونه کرد

ولی تو جواب ندادی حتی با یک گل زرد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 19:41  توسط little girl  | 

جنتل منزز

آسمون جر خورد رضا افتاد پایین.....  ۲ سوته مخ میزنه حالا ببین

پسری از اهالی آسمون......بدشکل بدتیپ  و چرب زبون

سعید سیاه از آشنا های قدیمه......مال اوقات الافی و بی کسیمه

فامیل حامد کلاته ملایی.......گیرش بیفتی در جا دولایی

حمید عاشق می زنه بد جور ....... و الا ۳ سوت می کردمش تو ر  

کیوان تو عالم تعجب.....هر چی بگی می گه دیگه خب !...

یه رفیق داره اسمش مهدی .... سیاه و زشت و جدی

چسبیده به کیوان همیشه......خودمونیم خیلی سیریشه  

تا یادمه فرهاد خیلی سی سی بود....انقد که نمی شه در وصفش چیزی سرود

علی راه می ره مثل پنگوئن...می گه اینو به داداشمم می گن

منوچ که همیشه بیرونه......اخه بچه ول و سرگردونه

به امیر می گی دیگه نمی خوام تو رو ببینم....میگه تل بده من بهت کارت میدم

مهدی عینکی قیافه می گیره .... بگو آخه کی تو رو تحویل می گیره

امیر حسین خیلی بی شعوره .... از این پسرا تو شاهرود فراوونه

بابک که دیگه خیلی تابله ...... قیافش هست شبیه آبله 

صادق استاده گیتاره....زنگ نزنی سر کارت می ذاره

در آخر یاد می کنم از امید......اگه شاهرود دیدینش به منم بگید

این بود اکس پلین چند تا پسر....... دعا کنین کلم نره زیره تبر      

                                       ادامه داره ...    

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 19:38  توسط little girl  | 

دلتو دادی به دست یک غریبه

من هنوزم واسه تو از عاشقی قصه می خونم

من هنوزم تک و تنها تو هوای و می مونم

من همه چیزمو دادم تا که تو پیشم بمونی

ولی تو هنوزم داری واسم از سفر می خونی

من همه گلای یاس رو واسه تو فدا کردم

تا که دستامو بگیری گرم کنی این قلب سردم

دل من می خونه بازم که واسش قشنگ ترینی

ولی تو عوض نمی شی سرد و ساکت باز همینی

نمی خوای غربت چشما مو باور کنی می دونم

همه حرفا رو دارم از نگاه تو میخونم

دلتو دادی به دست یک غریبه

همه حرفام به خیالت یه فریبه

قسمت چشای من اشک و غربت

من دارم عمری به حسرت تو عادت

عزیزم خدا به همرات من شادم اگه تو شادی

می میرم هنوزم برات گر چه دل به من ندادی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 19:37  توسط little girl  | 

بروبچز کلاس

الناز باحال شیک و تمیز  ............. چشاشو در میارن آدمای هیز  

زهرا که اند ادعاست ..............فکر می کنه شیرین مثه مرباس

ملیحه که اند نمکه............ تو چرت بافی اون خیلی تکه  

مریم که کوتاه و فته.............. غر نمیزنه خود رضایته

ماندانا مبصر کلاسه ................همیشه تو سالن پلاسه

از بس لاغره تو قحطیه لباسه ................هیکلش یه جورایی غناصه

نخود می کنه خودشو هر جا..............اگه گفتی کیه آره سیما

الهام رو فرض کن با موی فرفری ..............ببینیش میخوای قربونش بری

فریماه افه میاد خیلی زیاد ............... اگه بدونی چقدر ازش خوشم میاد  

فائزه میگه بهش بدهکارم ............می خواد تلکه کنه مگه من پول دارم

بهناز هیکلش خیلی خوبه ...............ولی رفتارش با من خشک مثل چوبه

 با ناز صحبت میکنه شقایق.............. مثه دخترای خیلی عاشق

قیافه ژاله شبیه سواله  .................... آخه مخش مخش خیلی فعاله

مهسا انگاری قورت داده عصا............... بی خی خی بابا رله تر باش با ما

میترا حرص آدمو در میاره ................از قیافش مذهب می باره

 فرزانه نیشش بسته نمی شه .............از چتیدن خسته نمیشه   

مژگان یه نموره خوشکله ............ولی دوستی باهاش خیلی مشکله    

مهنوش و مینا رو هم ولش ................قیافه هر دوشون هست مثل فلش ---->

هیکل مژده تین و تال ...............یه روز باحال یه روز ضدحاله

خودمم نمکه کلاسم ..............همیشه کثیفه لباسم                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 19:36  توسط little girl  |